تو از متن کدوم رویا رسیدی ، که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد
که از رنگِ صدات دریا شکفت و ، نگاه من پُر از رنگین کمون شد
تو از خاموشیِ دلگیر رویا ، صدام کردی ، صدام کردی دوباره
صدا کردی منو از بغضِ مهتاب ، از اندوه گل و اشک ستاره
جمعه 17 آذر با عزیز مهربون رفتیم نمایشگاه مبلمان اداری و خانگی . آخرین روز نمایشگاه بود و حسابی شلوغ . هرچند که ما جوری رفتیم که به شلوغی نخوریم .
نفری 1000 تومان ورودی نمایشگاه بود . بلیط خریدیم اما کسی جلوی ورودی بلیط ها رو کنترل نمی کرد !
از غرفه هایی که پسندیدیم کارت و کاتالوگ گرفتیم . چون در آینده نه چندان دوری قراره که بریم سراغشون تا برای خونه مون خرید کنیم .
به نظرم جای خیلی خوبی رفتیم ، چون با نظر و سلیقه هم آشنا شدیم . و علاوه بر دیدن غرفه ها در مورد خیلی چیزهای دیگه با هم به توافق رسیدیم .
هرکس هر چیزی رو که می پسندید براش دلیل داشت .
در غرفه "کم جا چوب" سرویس اتاق خوابمون رو انتخاب کردیم . از این مدلهایی که جمع میشه و به نظر میاد که قسمتی از کمد دیواریه . نمی دونم اسمش چیه . عزیز مهربون میگه اسمش "تخت کم جا" است و کنارش سه تا کمد لباس و یک میز توالت هم قرار میگیره. البته تکه های دیگه جدا از تخت هست و هرکس بسته به سلیقه اش هر تکه ای رو که بخواد اضافه تر میخره .
البته این انتخاب ، سلیقه عزیز مهربون بود و دلیل های عزیز مهربون برای این انتخاب خیلی منطقی و درست بود . توی این دوره و زمونه که خونه ها همه نقلی و کوچیکه و اتاق ها حداکثر 12 متره ، اگه یه تخت بذاری دیگه هیچ فضای مفیدی باقی نمی مونه .
البته اینم بگم که من اولش کلی به عزیز مهربون غر زدم که از این مدلها دوست ندارم ، جمع و باز کردنش سخته ، عمرشون کمه ، و دلم میخواد که رو تختی های خوشگل برای تختمون بخرم . و عزیز مهربون گفت دلیلی نداره که همیشه تخت رو جمع کنیم ، علت انتخابمون اینه که شاید یه دفعه هوس کردیم روی زمین دراز بکشیم یا بخواهیم دو نفری کنار هم توی اتاقمون نماز بخونیم ، اینجوری فضای اتاق قابل دسترسی هست .
خب راست میگه دیگه . منم قبول کردم .
رنگ دیوارهای اتاق خوابمون قراره سفید با یه هاله ای از سبز مغز پسته ای باشه .
در غرفه های دیگه هم مبل ها رو نگاه می کردیم و با هم تصمیم گرفتیم مبلی بگیریم که یه چیزی بین راحتی و رسمی باشه . چند تا مدل رو دیدیم و پسند کردیم . عزیز مهربون رنگ چوب (قهوه ای تیره) دوست نداره ، منم رنگ روشن رو ترجیح میدم . جالب اینجاست که هر دو هم سراغ سِت های روشن و مبلهایی با پارچه های شاد می رفتیم . و یه میز ناهارخوری کوچیک (حداکثر 6 نفره) هم لازم داریم .
میز تلویزیونِ جالبی ندیدیم ، اما دنبال یه چیز ساده و جمع و جور و شیک هستیم . چون قراره فقط یه تلویزیون 29 اینچ و یه DVD روش قرار بگیره . قصدِ خریدن ضبط چند طبقه ی VCD دار با باندهای بزرگ نداریم . چون می خواهیم یه چیزی بخریم که mp12 هم توش بخونه ! ، قرار شد عزیز مهربون 2 تا باند قوی برای روزهایی که من هوس می کنم آهنگ رو با صدای بلند گوش بدم بخره تا من بتونم زلزله راه بندازم .
دوست دارم 2 تا بوفه سه گوش هم بخریم که کنج دیوارها باشه و توش وسایل تزئینی بذارم . نمونه اش رو توی نمایشگاه ندیدیم . هر چی دیدیم بوفه های بزرگ و جا گیر بود .
از گلدون های طرح فرفوژه با گلهای مصنوعی و گلدانهای طبیعی برای تزئین خونه مون استفاده می کنیم .
هر دو ترجیح میدیم که کف خونه مون پارکت باشه و برای فضای بین مبل هامون و اتاق ها فرش ستاره کویر یزد ، طرح گلیم بگیریم .
تصمیم گرفتیم به جای خرید یه کامپیوتر (حدود 700 الی 800 هزار تومان) و میز کامپیوتر و لوازم جانبی (یه چیز خوب و با دوام حداقل 100 هزار تومان) یه لب تاپ بگیریم که هر جایی قابل استفاده باشه .
برای آشپزخونه هم در خریدن میز گرد 4 نفره (اگر آشپزخانه open نبود) ، یخچال و فریزر دو طبقه ی آبشار دار ، گاز 4 شعله (این نظر عزیز مهربونه) یا 5 شعله (این نظر منه) استیل یا لعابی بودنش هنوز قطعی نشده ، ماشین لباسشویی (اصلاً دوست ندارم که لباسشویی توی حمام قرار بگیره)، سرخ کن اولئو کلین ، غذاساز به توافق رسیدیم.
برای ناهار همبرگرهای معروف نمایشگاه رو در یه محیط کاملاً عشقولانه خوردیم . زمانی که ما غذامون رو خوردیم و در حال برگشتن بودیم ، صف های خرید غذا کیلومتری شده بود (وقتی که صف ها رو دیدم ، ایمان آوردم به تصمیم ها و کارهای عزیز مهربون)
خلاصه که یه روز خوب و استثنایی رو با هم گذروندیم و قرار گذاشتیم که با هم یه خونه و زندگی بدون اسراف و تجمل ، شیک ، ساده و کاربردی ، چشم نواز و آرامش بخش بسازیم .
*** خانوم ها و آقایون عزیز:
لباسهاتون رو بدوزید که تا یکی دو سال آینده عروسیمون دعوتید ***
|