* تا وارد اتاق میشم ، میزی که چیدی نظرم رو جلب می کنه ...
یه ظرف میوه ، یه ظرف بادوم زمینی ، یک پارچ آب پرتقال و دو تا لیوان در کنارش ، پیشدستی و چاقو ...
وسط میز هم یه سبد گل کوچیک قرار دادی ...
امروز ماهگردمونه ...
ماهگرد یه روز خیلی قشنگ و به یادموندنی ...
هر دومون این روز رو خیلی خوب به یاد داریم ...
خیلی ماهها گذشته و هر ماه آروم توی گوشم زمزمه کردی: ماهگردمون مبارک ...
خوشحالم که توی زندگیم حضور داری و همیشه حمایتم می کنی ...
عزیز مهربونم از لطف و محبت همیشگیت ممنون ...
* احمد رضا نبی زاده داره میخونه :
نگات نگاه آشناست ، نگاه عاشقانه است
طنین و آهنگ صدات قشنگترین ترانه ست
هنوزم از نگاه تو بارون عشق میباره
روزای عاشقی رو باز به یاد من میاره
برات کی آواز میخونه ، کی نازتو میخره
با گفتن دوستت دارم کی دلتو میبره
دل رو به دست هر کسی نگو که آسون میدی
اونی که جون میده برات ، بگو براش جون میدی
نا امیدم نکن ، نا امیدم نکن از عشق
میخوام عاشق بمونم ، میخوام حدیث عشق رو
از توو چشات ... از توو چشات بخونم
برات کی آواز میخونه ، کی نازتو میخره
با گفتن دوستت دارم کی دلتو میبره
من توی عشقت گم شدم ، اینو خودت میدونی
اگه بخوای باز میتونی توو قلب من بمونی
به اشتیاق دیدنت کی شاخه گل میاره
تو رو نوازش میکنه ، گل رو موهات میزاره
برات کی آواز میخونه ، کی نازتو میخره
باگفتن دوستت دارم کی دلتو میبره
دل رو به دست هر کسی نگو که آسون میدی
اونی که جون میده برات ، بگو براش جون میدی
نا امیدم نکن ، نا امیدم نکن از عشق
میخوام عاشق بمونم ، میخوام حدیث عشق رو
از توو چشات ... از توو چشات بخونم
برات کی آواز میخونه ، کی نازتو میخره
با گفتن دوستت دارم کی دلتو میبره
دیگه کم کم وقتِ رفتنه ...
چند دقیقه دیگه آژانس میرسه ...
فیروزه ...
عسل هات رو ببینم ...
توی چشمهات اشک جمع شده؟! ...
نبینم که گریه کنی ...
و من بیشتر و بیشتر سرم رو توی بغلت فشار میدم تا اشک هام مهار بشه ...
صورتم رو میگیری جلوی صورتت ...
چشمهام رو محکم بستم و نگاهت نمی کنم ...
چشمهام رو می بوسی و دوباره بغلم می کنی ...
احمد رضا نبی زاده داره میخونه ...
باهاش زمزمه می کنم:
دل رو به دست هر کسی نگو که آسون میدی
اونی که جون میده برات ، بگو براش جون میدی
نا امیدم نکن ، نا امیدم نکن از عشق
میخوام عاشق بمونم ، میخوام حدیث عشق رو
از توو چشات ... از توو چشات بخونم




