وقتی که توی تاکسی کنار هم نشستیم و سرم رو روی شونه ات گذاشتم ...
وقتی که دست هامون توی هم گره خورده بود ...
وقتی که آروم دستت رو ناز می کردم ...
وقتی که آروم با انگشتام بازی می کردی ...
وقتی که به روبرو و چراغ راهنمای قرمز نگاه می کردم ...
تنها آرزوم توی اون لحظه این بود که کاش این چراغ قرمز هیچ وقت سبز نشه و به همین حالت بمونیم ...
وقتی که لیموترش رو از بشقاب غذای خودت برداشتی و روی غذام چکوندی ...
وقتی که برام توی بشقابم جوجه کباب گذاشتی ...
وقتی که با نگاهت نازم می کردی و بهم لبخند می زدی ...
همه ی اینها از قشنگ ترین لحظه های عمرم بود ...
توی همه ی این لحظات حمایتت رو احساس می کردم ...
ازت ممنونم . بابت همه چی ازت ممنونم عزیزم ...
در کنارت شادم ، آرومم و به هیچ چیزی فکر نمی کنم جز به لبخند های قشنگ و نگاه نوازشگر و پر مهرت .



