دوشنبه 1 مرداد 1386

 

چهارشنبه من و عزیز مهربون طی یک عملیات انقلابی ، تور فرهنگی برگزار کردیم .

بعد از ساعت کار از خیابان شهید بهشتی پیاده به سمت میدان ولیعصر اومدیم .

توی مسیر برای گرفتن پول همه ی عابر بانکها رو بازدید کردیم . همشون سالم بودند و یه عالمههههههههه هم پول داشتند! ، باور کنید! ، می تونید از کسانی که کارت عابر بانک دارند سوال کنید .

خلاصه ، پول داشتن یا نداشتن ، سالم بودن یا نبودن عابر بانکها نتونست هیچ خللی در برگزاری تور فرهنگی ما وارد کنه!

قدم زنان به سمت میدان ولیعصر رفتیم . توی راه گفتیم و خندیدیم و مغازه ها رو نگاه کردیم .

عزیز مهربون هر 5 دقیقه یه بار نگاهم می کرد و می گفت : وااااااااای چه خانوم خوشگل و خوش تیپی! ، و با تعریف هاش کلی بهم انرژی می داد تا خسته نشم

تور فرهنگیمون رو از انتشارات نسل نو اندیش شروع کردیم . از اونجا چند جلد کتاب خریدیم .

عزیز مهربون سی دی فیلم "کازابلانکا" رو هم برام خرید . یه شو دیده بودم که روی تکه های این فیلم آهنگ گذاشته بودند . به نظرم اومده بود که این فیلم باید رمانتیک باشه! اما کاملاً اشتباه به نظرم اومده بود . به هر حال فیلم قشنگی بود و صد البته سانسور شده!

بعد از نسل نو اندیش رفتیم انتشارات هاشمی (روبروی سینما قدس) . عزیز مهربون به سمت قفسه کتابهای آموزشی و علمی رفت  و من هم دقیقا در جهت مخالفش رفتم . یعنی قفسه رمان ها

هوار و شونصد و بیست و هشت تومان هم اونجا خرید کردیم (کتاب ، کارت تبریک ، سر رسید و ...)

مقصد بعدی انقلاب بود .

عزیز مهربون می خواست 2 سری جی 5 بخره برای همکاراش . بعد از خرید جی 5 به سمت میدان انقلاب رفتیم تا عزیز مهربون ساعت و کلیه ی چوبی ای که دیده بود رو بهم نشون بده و اگه خوشم اومد برام بخره .

عزیز مهربونم یه ساعت چوبی خیلی خوشگل و ساده که با وسایل اتاقم و همین طور رنگ پارکت های کف اتاقم خیلی هماهنگی داشت رو برام پسندیده بود . منم خوشم اومد و خریدیمش .

یه کلبه ی چوبی هم بود که توش پر از گل مصنوعی بود . هر چی فکر کردم دیدم که جایی براش توی اتاقم ندارم . و از خریدنش منصرف شدیم .

کلی از اون مغازه خوشم اومد . از اون مغازه هایی که کلی وقت می تونی صرف کنی و در و دیوارش رو نگاه کنی و لذت ببری . یه عالمههههههههههههه تابلو و اشیای تزئینی و فانتزی خوشگل .

خلاصه اینکه جای همگی خالی ، تور فرهنگی پُر باری داشتیم

* برای تــــــــــو ، عزیز مهربونم :

یا تــــــــــو ، یا هیچ کس دیگه

به خـــــــدا ...

یا تـــــــــــو یا هیچ کس دیگه ، به خــــــــدا ...

خــــــدا هم خودش می دونه نمی خوام

مــــــــــــــــن ، تــــــــــو رو مــــــــــــــی خوام ...   

 

** یادتونه گفتم قلبم درد می کنه؟!

هفته ی پیش رفتم دکتر . امروز هم وقت اکو دارم !

به عزیز مهربون گفتم فکر کنم که دکتر ببینه که توی قلب منی . پسر خوبی باش و شیطونی نکن جلوی دکتر .

 

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>