چهارشنبه من و عزیز مهربون طی یک عملیات انقلابی ، تور فرهنگی برگزار کردیم .
بعد از ساعت کار از خیابان شهید بهشتی پیاده به سمت میدان ولیعصر اومدیم .
توی مسیر برای گرفتن پول همه ی عابر بانکها رو بازدید کردیم . همشون سالم بودند و یه عالمههههههههه هم پول داشتند! ، باور کنید! ، می تونید از کسانی که کارت عابر بانک دارند سوال کنید .
خلاصه ، پول داشتن یا نداشتن ، سالم بودن یا نبودن عابر بانکها نتونست هیچ خللی در برگزاری تور فرهنگی ما وارد کنه!
قدم زنان به سمت میدان ولیعصر رفتیم . توی راه گفتیم و خندیدیم و مغازه ها رو نگاه کردیم .
عزیز مهربون هر 5 دقیقه یه بار نگاهم می کرد و می گفت : وااااااااای چه خانوم خوشگل و خوش تیپی! ، و با تعریف هاش کلی بهم انرژی می داد تا خسته نشم
تور فرهنگیمون رو از انتشارات نسل نو اندیش شروع کردیم . از اونجا چند جلد کتاب خریدیم .
عزیز مهربون سی دی فیلم "کازابلانکا" رو هم برام خرید . یه شو دیده بودم که روی تکه های این فیلم آهنگ گذاشته بودند . به نظرم اومده بود که این فیلم باید رمانتیک باشه! اما کاملاً اشتباه به نظرم اومده بود . به هر حال فیلم قشنگی بود و صد البته سانسور شده!
بعد از نسل نو اندیش رفتیم انتشارات هاشمی (روبروی سینما قدس) . عزیز مهربون به سمت قفسه کتابهای آموزشی و علمی رفت و من هم دقیقا در جهت مخالفش رفتم . یعنی قفسه رمان ها
هوار و شونصد و بیست و هشت تومان هم اونجا خرید کردیم (کتاب ، کارت تبریک ، سر رسید و ...)
مقصد بعدی انقلاب بود .
عزیز مهربون می خواست 2 سری جی 5 بخره برای همکاراش . بعد از خرید جی 5 به سمت میدان انقلاب رفتیم تا عزیز مهربون ساعت و کلیه ی چوبی ای که دیده بود رو بهم نشون بده و اگه خوشم اومد برام بخره .
عزیز مهربونم یه ساعت چوبی خیلی خوشگل و ساده که با وسایل اتاقم و همین طور رنگ پارکت های کف اتاقم خیلی هماهنگی داشت رو برام پسندیده بود . منم خوشم اومد و خریدیمش .
یه کلبه ی چوبی هم بود که توش پر از گل مصنوعی بود . هر چی فکر کردم دیدم که جایی براش توی اتاقم ندارم . و از خریدنش منصرف شدیم .
کلی از اون مغازه خوشم اومد . از اون مغازه هایی که کلی وقت می تونی صرف کنی و در و دیوارش رو نگاه کنی و لذت ببری . یه عالمههههههههههههه تابلو و اشیای تزئینی و فانتزی خوشگل .
خلاصه اینکه جای همگی خالی ، تور فرهنگی پُر باری داشتیم
* برای تــــــــــو ، عزیز مهربونم :
یا تــــــــــو ، یا هیچ کس دیگه
به خـــــــدا ...
یا تـــــــــــو یا هیچ کس دیگه ، به خــــــــدا ...
خــــــدا هم خودش می دونه نمی خوام
مــــــــــــــــن ، تــــــــــو رو مــــــــــــــی خوام ...
** یادتونه گفتم قلبم درد می کنه؟!
هفته ی پیش رفتم دکتر . امروز هم وقت اکو دارم !
به عزیز مهربون گفتم فکر کنم که دکتر ببینه که توی قلب منی . پسر خوبی باش و شیطونی نکن جلوی دکتر .
