دوشنبه 1 مرداد 1386
قفل نگاه در نگاه ...
بازی چشم با چشم ...
نگاه ها در هم آمیختند ...
نوبت دلها شد ...
که چشم دریچه ی دل است !
از دریچه ی دل که گذشتی به اندرون می رسی ...
به اندرون دل !
مهر از دریچه وارد شد ...
وقتی دلها تجربه ی مهر می کردند ، خواستن آغاز شد ...
آغازی که دیگر نهایتی نمی توانست داشته باشد در دل زمان !
جان میل جان میکند ...
جان تشنه ی جان میشود و ...
و عشق به وجود می آید !



